جزئیات چشم نواز در عکاسی
جزئیات چشم نواز در عکاسی
اگر به عکسی که از نمای نزدیک یک تخته چوب انباری قدیمی که در هوای آزاد قرار داشته است نگاه کنید، از دیدن آنجا می خورید. حافظه ما در درک اشیا به صورت کلی عمل می کند و تنها تصویر احساس واضحی از آن شیء را به دست می دهد. با استفاده از بافت ها شما می توانید حجم قابل لمسی را در عکس ایجاد کنید.
بافت سطوح وقتی که توسط یک نور مایل روشن می شود، بیشتر نمایان می گردد. نور تابشی زاویه دار، شکل و تاثیرات سطح جسم را نشان می دهد و الگویی از سایه و نور می سازد که از نظر بصری بافت را نمایان می سازد. کیفیت نور نیز در این امر مهم است. بافت های بزرگ و برجسته، مثل پوست تنه درخت یا سطح خشن یک در با نور قوی «جانبی» بهتر مشخص می شوند. بافت های ظریف و نرم مانند اطلس با نور قوی از بین می روند، اما با «نور مایل» جزئیاتشان بهتر دیده می شود. در اینجا کادر نیز مهم است. به ویژه هنگامی که بخواهید برجستگی بافت را نشان دهید. با حرکت به سمت نمای بسته یک چهره سالخورده، توجه بیننده به ویژه در صورت استفاده از یک عدسی زاویه بسته، به چروک ها و شکاف های پوست جلب می شود.
وقتی که بافت قسمتی از منظره ای وسیع باشد، مانند سطح بیابان، بهتر است که عقب برویم و وسعت آن را نشان دهیم. گاهی نیز می خواهید سطحی را در مقایسه با سطح دیگر نشان دهید، مثلا دست های پر چروک سفالگری پیر که ظرفی از گل مرطوب صاف را شکل می دهد. برای نمایاندن چنین تضادی، نماهای بسته و حذف چیزهایی که کمکی به موضوع نمی کنند، بسیار مهم است.
برای نمایاندن بافت، استفاده از فیلم های سیاه و سفید بهتر از فیلم های رنگی می باشد، زیرا کیفیت گرافیکی موضوع و عدم توجه به رنگ در عکس های سیاه و سفید بسیار بهتر به دیده شدن بافت کمک می کند. در هر صورت هنگام عکاسی سیاه و سفید یا رنگی از فیلم های دارای حساسیت پایین (25 تا 64 ایسو) استفاده کنید تا جزئیات بافت به خوبی ثبت شود. در صورت استفاده از دوربین دیجیتال نیز عدد راهنمای حساسیت را روی کمترین مقدار تنظیم کنید و با استفاده از دیافراگم های متوسط کوشش کنید که جسم کاملا واضح ثبت شود.
منبع سایت شاترباگ