عاشقان عکاسی

شاترباگ وسایت ویژه عاشقان عکاسی . مخصوص کسانی که از عکاسی لذت میبرند .

عاشقان عکاسی

شاترباگ وسایت ویژه عاشقان عکاسی . مخصوص کسانی که از عکاسی لذت میبرند .

عاشقان عکاسی

در شاترباگ قرار است به امید خدا مطالبی در مورد تاریخچه عکاسی ، ژانرهای عکاسی ، سبک های عکاسی ، معرفی عکاسان بزرگ ایران و جهان قرار بدهیم ولی تمرکز عمده و اساسی این وبلاگ بر ارائه و نمایش عکاسان جوان خواهد بود .

بایگانی

۶۳ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است


زاویه دید غیر منتظره در عکاسی

  یک عکس خوب مسافرتی، همیشه شما را شگفت زده می کند و عکاسی از موضوعات از زاویه دیدهای پیش بینی نشده راه ساده ای برای متحیر ساختن بیننده است. اغلب ما عادت داریم که از زاویه «دید روبرو» به موضوعات نگاه کنیم. برای دیدن یک لاله به پایین نگاه می کنیم و برای دیدن آسمانخراش متوجه بالا می شویم. با کشف موضوعات و عکاسی با نگاهی متفاوت و پیش بینی نشده، ترکیب بندی های بدیعی خلق می شود.

  این امر به مقداری کار هنری نیاز دارد. تا هنگامی که نقطه دید مخصوص به خود را به دست نیاورده اید، در اطراف، بالا و پایین موضوع تان بگردید، شاید احساس خوبی نداشته باشید، اما تصویر نهایی دیدگاه شما را توجیه خواهد کرد.

  برای مثال، نقطه « دید بالا» کمک می کند که ترکیب پیچیده ای از موضوع بسازید. از دیدگاهی همسطح در خیابان یک بازار، چهره ها و تابلوها مشخص می شوند و صحنه ای شلوغ خلق می شود. از پنجره یا بالکن شکل میوه های رنگارنگ و سبزیجات و موج جمعیتی که حرکت می کند، ریتمی بصری را به وجود می آورد.

  زاویه «دید پایین» در بلندی و ارتفاع موضوعات اغراق می کند و چیزهایی نادیده از نقطه دید کسی که دراز کشیده است، به چشم می خورد، به ویژه هنگامی که نما بسیار بسته است، زیرا که تاثیری همچون استفاده از یک عدسی زاویه باز و پرسپکتیوی بسط یافته را القا می کند. عکسی که با یک عدسی نرمال و از زاویه «دید عادی» از مجسمه آزادی گرفته شده است، معمولی به نظر می رسد. اما با نزدیک شدن به پایه مجسمه و استفاده از یک عدسی زاویه باز 24 میلی متری یا بازتر و عکاسی به سمت بالا، باعث همگرایی زوایای مجسمه و دور شدن نقاط بالایی آن می شود.

  «زوایای دید غیر منتظره» به وسیله حرکت های جانبی و یا نقطه دیدهای غیر معمول ایجاد می شود.

منبع سایت شاترباگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۴ ، ۱۹:۲۱
رها کوشکی


جزئیات چشم نواز در عکاسی

  اگر به عکسی که از نمای نزدیک یک تخته چوب انباری قدیمی که در هوای آزاد قرار داشته است نگاه کنید، از دیدن آنجا می خورید. حافظه ما در درک اشیا به صورت کلی عمل می کند و تنها تصویر احساس واضحی از آن شیء را به دست می دهد. با استفاده از بافت ها شما می توانید حجم قابل لمسی را در عکس ایجاد کنید.

  بافت سطوح وقتی که توسط یک نور مایل روشن می شود، بیشتر نمایان می گردد. نور تابشی زاویه دار، شکل و تاثیرات سطح جسم را نشان می دهد و الگویی از سایه و نور می سازد که از نظر بصری بافت را نمایان می سازد. کیفیت نور نیز در این امر مهم است. بافت های بزرگ و برجسته، مثل پوست تنه درخت یا سطح خشن یک در با نور قوی «جانبی» بهتر مشخص می شوند. بافت های ظریف و نرم مانند اطلس با نور قوی از بین می روند، اما با «نور مایل» جزئیاتشان بهتر دیده می شود. در اینجا کادر نیز مهم است. به ویژه هنگامی که بخواهید برجستگی بافت را نشان دهید. با حرکت به سمت نمای بسته یک چهره سالخورده، توجه بیننده به ویژه در صورت استفاده از یک عدسی زاویه بسته، به چروک ها و شکاف های پوست جلب می شود.

  وقتی که بافت قسمتی از منظره ای وسیع باشد، مانند سطح بیابان، بهتر است که عقب برویم و وسعت آن را نشان دهیم. گاهی نیز می خواهید سطحی را در مقایسه با سطح دیگر نشان دهید، مثلا دست های پر چروک سفالگری پیر که ظرفی از گل مرطوب صاف را شکل می دهد. برای نمایاندن چنین تضادی، نماهای بسته و حذف چیزهایی که کمکی به موضوع نمی کنند، بسیار مهم است.

  برای نمایاندن بافت، استفاده از فیلم های سیاه و سفید بهتر از فیلم های رنگی می باشد، زیرا کیفیت گرافیکی موضوع و عدم توجه به رنگ در عکس های سیاه و سفید بسیار بهتر به دیده شدن بافت کمک می کند. در هر صورت هنگام عکاسی سیاه و سفید یا رنگی از فیلم های دارای حساسیت پایین (25 تا 64 ایسو) استفاده کنید تا جزئیات بافت به خوبی ثبت شود. در صورت استفاده از دوربین دیجیتال نیز عدد راهنمای حساسیت را روی کمترین مقدار تنظیم کنید و با استفاده از دیافراگم های متوسط کوشش کنید که جسم کاملا واضح ثبت شود.

منبع سایت شاترباگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۴ ، ۰۹:۵۲
رها کوشکی


نقش و نگارها در عکاسی

  نقش و نگار های طبیعی و یا دست ساز باعث احساس ریتم و هماهنگی در عکس ها می شوند و با مهارت، مانند ردیفی از نت های تکراری در موسیقی، باعث خیال پروری می شوند. نقوش مکرر وقتی که دارای عناصر قدرتمند گرافیکی مانند: خط ها، رنگ ها، شکل ها یا فرم های تکرار شونده هستند، بسیار به چشم می آیند.

  اغلب، من از زیادی تعداد الگوهای تصویری در بیرون از خانه حیرت زده می شوم. شاید این امر به خاطر این است که وقتی ما در محیطی جدید قرار می گیریم، احساسات بصری ما فعالتر و حساس ترند و زمانی از قدرت آن ها آگاه می شویم که آن ها را همه جا می بینیم. مانند چهره های بی شماری که در یک استادیوم جمع شده اند. یا در خطوط چپ و راست و متقاطعی که ساختمانی مدرن را ساخته اند.

  راز پیدا کردن نقش و نگارهای مکرر در این است که از زوایای مختلف به کشف موضوعات بالقوه بپردازیم. زمانی ممکن است شما به تنوع چیزهای رنگارنگ در پیاده رو توجه نداشته باشید، اما همین که از طبقه اول ساختمانی، از بالا به آنها نگاه کنید، شکل های آنها به چشم می خورد. نور یکی دیگر از چیزهایی است که به صورت بالقوه اشکال را دیدنی می سازد. شیارهای خاک تازه شخم خورده مزرعه ذرت در یک روز ابری و گرفته به چشم نمی آیند، اما همین که با رگه هایی از نور که از زاویه پایین می تابد، روشن می شوند، چشم را به سوی خود می کشند. نماهای نزدیک نیز از شکل ها سرشارند. به تخمه های روی یک گل آفتابگردان نگاه کنید یا از نزدیک به نقش های پیچیده و رنگین بال پروانه ها توجه کنید.

  کلید برجسته نمودن شکل ها و الگوها این است که بتوانید آنها را از محیط اطرافشان متمایز سازید. با محدود کردن همه چیز به جز طرح اجسام، باعث می شوید که تصور تکرار تا بی نهایت ادامه پیدا کند و در میان کادر متجلی شود. عدسی های دورگیر و عدسی های دارای فواصل کانونی بلند و متغیر ابزار مناسبی برای جدا کردن طرح و مجرد ساختن شکل ها به شمار می آیند.

  نقش و نگارها همچنین تاثیر عاطفی موضوع را تقویت می کنند. «برایان پترسون» در کتاب «یادگیری دیدن خلاق» می نویسد: اگرچه دیدن طرح های منفرد حالات عاطفی را بیدار می کند، اما از تکرار این طرح ها برانگیختگی به وجود می آید.

منبع سایت شاترباگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۴ ، ۱۹:۴۲
رها کوشکی


عکاسی از میان قاب ها

  استفاده از اشیاء یا چیزهایی در پیش زمینه تصویر که بتوانند مانند قابی تصویر اصلی را در خود جای دهند، راهی سریع برای جلب توجه بیننده به موضوع اصلی عکس و تشدید حس بعد و فاصله در تصویر می باشد. مانند شاخه های آویزان درختی که درپیش زمینه قرار دارد و منظره را قاب گرفته است. امکانات دیگری مانند پنجره ها، راهروها، طاقنماها، و تقریبا هر چیز دیگری که از میان آن بتوان به صحنه اصلی رسید، وجود دارد که باید از آنها به شکلی خلاق استفاده کرد.

  وقتی که قاب های پیش زمینه به نحوی با موضوع مرتبط می شود، در بهترین حالت خود قرار دارند. زمانی که در اطراف «بریکرز» مشهورترین ساختمان «نیوپورت» در «ردآیلند» می گشتم، از دیدن چمنی وسیع و اقیانوس در نزدیک خانه شگفت زده شدم. عکس مستقیم از این منظره، ساده به نظر می رسید، هیچ حسی از مقیاس و ارتباط بین مکان ها وجود نداشت. اما سرانجام عکس خود را یافتم و از میان ستون ها و سر طاقی سنگی دریا را در کادر قرار دادم.

  انتخاب عدسی صحیح برای استفاده از قاب ها، امری مهم است. در عکسی که از «بریکرز» گرفتم، به خاطر محدودیت مکان مجبور شدم از عدسی زاویه گسترده 24 میلی متری استفاده کنم. این انتخاب باعث شد که اقیانوس بسیار دورتر و وسیع تر به نظر برسد. گاهی ممکن است که بخواهید از عدسی دورگیر متوسط استفاده کنید و از قاب دورتر بایستید. در این صورت پس زمینه باز هم به هم فشرده تر خواهد شد.

  برای آنکه قاب و موضوع هر دو وضوح داشته باشند، باید از دیافراگم بسته برای بسط عمق میدان استفاده نمود. اما اگر بخواهید فقط موضوع واضح باشد، باید از دیافراگم های باز استفاده کنید. باید هنگام عکاسی دقت کنید که حسگرهای واضح سازی تصویر روی موضوع اصلی، تمرکز یافته باشند، نه روی قاب اطراف آن، در غیر این صورت عمل واضح سازی به جای موضوع اصلی، روی پیش زمینه عمل خواهد کرد. اگر قاب ها از موضوع اصلی تاریک تر باشند، بهتر است. زیرا باعث تمرکز بیننده روی موضوع اصلی خواهد شد. بنابراین عمل نورخوانی را روی موضوع اصلی متمرکز کنید و بگذارید قاب به لحاظ نوری تیره تر گردد.

منبع سایت شاترباگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۴ ، ۰۹:۳۹
رها کوشکی


خطوط در عکاسی

  شاید هیچ وقت به خط ها به عنوان موضوعی برای عکس های مسافرتی خود، توجه نکرده باشید. خطوطی که مانند ماری در جنگل می پیچند. از این مارها عکاسی کنید و مطمئن باشید که عکسی متمایز و تاثیرگذار را به وجود آورده اید. این خطوط به لحاظ بصری به شدت فریبنده اند، مثل خطوط مواج شن هایی که در اثر بادهای بیابانی تشکیل می شوند.

  خط در عکس موارد استفاده فراوانی دارد. می تواند کادر را تقسیم کند، اشکال را به هم مربوط سازد، یا روی قسمت های اصلی ترکیب بندی تاثیرگذار باشد. اگر خط به صورت موثری به کار برده شود، خود می تواند به موضوعی بصری تبدیل شود. چه کسی می تواند از خطوطی که توسط عنکبوت به وجود آمده و روی آن قطراتی از شبنم نشسته است، صرف نظر کند؟ همیشه هوشیار باشید تا از خطوطی که به سرعت محو می شوند، مانند سایه ها یا خطوط نور به خوبی استفاده کنید.

  خطوط چشم را به سوی موضوعی راهنمایی می کنند. در ایستگاه قطار بایستید، خواهید دید که نمی توانید از نگاه کردن به خطوط ریل ها که به افق می پیوندند، چشم پوشی کنید. خطوط موازی که به این صورت همگرا می شوند به نام «پرسپکتیو خطی یا نقطه ای» شناخته می شوند، که عمق و فاصله را در عکس نشان می دهند. خطوط منحنی نیز دارای این تاثیر بصری هستند مانند خطوط جاده ای که چشم را به درون کادر راهنمایی می کنند.

  خطوط راهنما، وقتی که بین آنها و موضوع رابطه ای برقرار شود، چشم را بهتر هدایت می کنند مانند پله هایی که چشم را به سوی در قلعه می برند. به وسیلهء استفاده از «عدسی زاویه باز» می توان تاثیر خطوط را دوچندان نمود. با یافتن نقطه ای مناسب در نزدیکی محل شروع خطوط و نزدیک شدن به آن می توان تاثیر قوی تری به دست آورد.

  شکل و جهت خطوط نیز می توانند در ایجاد حالتی قوی در عکس موثر باشند. خطوط مستقیم، عمودی یا افقی، پایدار و عادی دیده می شوند. خطوط واضح پرچین تاثیر حسی کمی دارند، اما وقتی روی تپه ای قرار می گیرند و در فراز و فرود آن گم می شوند، تاثیر بصری فراوانی ایجاد می کنند.

منبع سایت شاترباگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۴ ، ۱۹:۱۴
رها کوشکی


قانون یک سوم عکاسی

  از مهمترین مسایلی که در جهت تضمین موفقیت عکس های مسافرتی شما وجود دارد، صرف زمان برای یافتن مکانی درست و موثر است. یکی از روش هایی که هنرمندان در طی قرون برای ترکیب بندی به کار برده اند، قانون «یک سوم» است. در این روش باید تصویری که در منظره یاب دوربین دیده می شود از هر دو جهت افقی و عمودی، به شکل ذهنی به سه قسمت تقسیم شود. چهار خط و نقاط تقاطع آن ها می تواند بهترین راهنمای شما برای قراردادن موضوع اصلی عکس در جایی باشد تا تصویری فعال و موثر پدید آید.

  با جایگزیدن موضوع در یکی از این چهار نقطه، موضوع مورد توجه بیشتری قرار می گیرد. این قانون در تمام موارد کاربرد دارد، اما بیشترین تاثیر آن هنگامی است که سوژه عکاسی، موضوعی کوچک در یک فضای گسترده یا در زمینه ای خلوت باشد. وزن تجسمی موضوع شما، تصویر را متوازن می سازد. قایقی که در میانه دریایی آرام قرار گرفته است، راکد و بی اثر جلوه می کند و تحت تاثیر رکود فضای اطرافش قرار دارد، اما اگر قایق را در یکی از نقاط برخورد خطوط یک سوم (که به نقاط طلایی معروف اند) قرار دهیم، تصویری فعال و پویا را به وجود می آوریم.

  از قانون یک سوم برای قرار دادن موضوعات فرعی تصویر نیز می توان استفاده کرد و سوژه را در نقاط مخالف موضوع اصلی جایگزین نمود. مثلا وقتی در یک ترکیب بندی درخت بلوطی را در نقطه برخورد خطوط (مقاطع طلایی)، در پایین و سمت چپ کادر قرار می دهید، موضوع فرعی خود (مثلا ماه) را در قسمت بالا و سمت راست می گذاریم و بدین شکل دوباره تصویری پویا و فعال را می سازیم.

  همچنین، قانون یک سوم به شما کمک می کند که خط افق را در محل مناسب خود قرار دهید.

  اگر خط افق را روی یکی از دو خط تقسیم کننده تصویر قرار دهید، از راه میانبری برای چیدمان موثر ترکیب بندی خود استفاده نموده اید. تصور کنید که می خواهید از سواحل دریای «کارائیب» که از شن، دریا و آسمان تشکیل شده است، عکاسی کنید، قرار دادن خط افق روی خط اولی که تصویر را تقسیم می کند، باعث می شود که یک سوم تصویر به آسمان اختصاص یابد و دو سوم دیگر ترکیب بندی را دریا و شن ساحل پر کند. به همین صورت اگر خط افق را روی خط دومی که تصویر را تقسیم می کند، قرار دهیم، دو سوم کادر را آسمان می پوشاند و بقیه به دریا و ساحل اختصاص می یابد. این قاعده را در کادرهای عمودی و افقی نیز می توان به کار برد.

منبع سایت شاترباگ
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۴ ، ۱۸:۳۳
رها کوشکی


خط افق در عکاسی

  در عکاسی طبیعت، جایی که در کادر خط افق را قرار می دهید تاثیری قوی در تفسیر عکس شما دارد. تغییر مکان خط افق به وسیله ی بالا و پایین آوردن سر دوربین، توازن داخلی صحنه را عوض می کند. برای مثال، قرار دادن خط افق در بالای کادر، باعث تاکید به جزئیات پیش زمینه می شود و احساس بعد مسافت را افزایش می دهد.

  هنگامی که برای به دست آوردن بیشترین عمق میدان، پیش زمینه را افزایش می دهید به مراقبت زیادی نیاز دارید. اگر دوربین شما حالت «تقدم دیافراگم» دارد، از گشادگی های کوچک دیافراگم (مانند F11 یا کوچکتر، F16 یا F22) استفاده کنید تا تصویر از وضوح کامل برخوردار شود. بعضی از دوربین های تک عدسی انعکاسی و دوربین های اتوماتیک معمولی، تنظیمات نورسنجی منظره را دارند و به صورت خودکار از کوچکترین دیافراگم مقدور خود استفاده می کنند. عکاسی از مکانی بلند و چرخاندن سر دوربین به سمت پایین به موازات سطح پیش زمینه، باعث کمک به افزایش وضوح تصویر می شود.

  قرار دادن خط افق در سطح بسیار پایین، باعث جدا ساختن موضوع می شود. قرار دادن خط افق در میانهء تصویر که ترکیب بندی را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند، شکستن قانونی مقدس در طراحی است، اما از آن نیز نگریزید. امتحان کنید، بدون خجالت، در حالت آینه مانند آسمان در برکه آب یا منظره دریاچه از این نوع ترکیب بندی استفاده کنید.

  گاهی عدم وجود خط افق در تصویر بهتر می نماید. به جای کوشش برای یافتن بهترین جای خط افق، آن را از تصویر حذف کنید و به موضوع اصلی نزدیک تر شوید. در نهایت، ابدا مهم نیست که خط افق را کجای کادر قرار دهید، اما در توازن آن در تصویر بکوشید، مگر آنکه عمدا به خاطر درگیر کردن بیننده با تصویر آن را در جای غیر معمول بگذارید.

منبع سایت شاترباگ
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۸
رها کوشکی


انتخاب قطع عکس

  کادربندی افقی یا عمودی؟ بیشترین سوالی است که شما برای ترکیب بندی هر عکس با آن روبرو هستید. به دلیل این که دوربین ها به صورت افقی بهتر در دست گرفته می شوند، اکثر مردم عکس هایشان را دقیقا به همین گونه ترکیب بندی می کنند. به دست گرفتن دوربین به صورت عمودی سخت است، اما این کار به قدرت عکس و تنوع بصری عکس های شما می افزاید. تصور اینکه تمام تابلوهای نقاشی به صورت افقی باشند، بسیار کسل کننده است.

  اکثر موضوع ها نیاز به روش خاصی از ترکیب بندی دارند. به عنوان یک اصل موضوعات بلند (مانند درختان و انسان ها) یا چیزهایی که می خواهید در دوری و نزدیکی مسافت آن ها اغراق کنید، در یک نمای عمودی به راحتی جای می گزینند. قاب بندی موضوعی به صورت عمودی چشم را وادار می کند تا موضوع را از بالا به پایین و برعکس بنگرد، مساله ای که تاثیر عمق و مسافت را بیشتر می سازد.

  مناظر گسترده و موضوعات کوتاه و پهن طبیعتا در ترکیب بندی افقی قرار می گیرند. ترکیب بندی افقی چشم را از یک سو به سوی دیگر می کشاند و گستردگی موضوع را نشان می دهد.

  برای هر موضوعی شکلی کاربرد دارد، انتخاب بهترین کادر مساله ای به شدت غریزی است. اگر تصمیم گیری درباره این که کدام یک بهتر است، مشکل به نظر می رسد. موضوع را با هر دو ترکیب بندی عکاسی کنید و سپس تصمیم بگیرید کدام را حذف کنید. زیرا غالبا روی عکس چاپ شده بهتر از هنگام دیدن از میان دریچه دوربین می توان تصمیم گرفت.

  اگر چه همیشه از این موضوع آگاه نمی شویم اما قطع انتخابی تاثیر عمیقی بر احساس رضایت از یک موضوع دارد. برای مثال موضوعاتی که به صورت عمودی کادربندی می شوند اغلب مهاجم و ناپایدار به نظر می رسند مثل آسمان خراش ها که از دور مرتفع تر به نظر می رسند و درختانی که از باد خم شده اند، کوتاه تر دیده می شوند. برعکس، مضامین ترکیب های افقی مستحکم و آرام بخش به نظر می آیند.

منبع سایت شاترباگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۰
رها کوشکی


نزدیک شدن به موضوع در عکاسی

  مثلی قدیمی در عکاسی می گوید، اگر می خواهد صددرصد موفق شوید به موضوعتان نزدیک شوید. حرف درستی است. یک راه مطمئن که عناصر اضافی در عکستان جای نگیرند، این است که کادر را فقط با موضوعتان پر کنید. پر کردن کادر از یک سو تا سوی دیگر با موضوع واحد، شکی برای مقصود شما از آن عکس باقی نمی گذارد. دو راه برای نزدیک شدن به موضوع وجود دارد: یا از یک عدسی دور گیر استفاده کنید، یا چند قدم جلوتر بگذارید.

  وقتی که موضوع کاملا کادر را پر می کند، بیننده به شدت با آن درگیر می شود. برای مثال پرتره ای زیبا که از چانه تا پیشانی در کادر قرار دارد، به سرعت، بیننده را رودرروی موضوع قرار می دهد. عکس خرسی که با زاویهء بسته ای قرار گرفته شده است، حتی با یک عدسی دورگیر در باغ وحش، موقعیت نفس گیری را به وجود می آورد. مشکل همگانی این است که فکر می کنیم کادر را پر کرده ایم، در حالی که واقعا حتی به جلو نرفته ایم. مسوول یک لابراتوار چاپ عکس، بارها این حرف را می شنود که «آن آبشار بسیار نزدیک تر به نظرم می رسید». وقتی که در مقابل منظره ای ایستاده اید، اتفاقی که روی می دهد، این است که در حالی که می خواهید روی موضوعی تمرکز کنید، مغز شما آن را به شما نزدیکتر از آنچه هست، نشان می دهد.

  راه حل این است: در حالی که فکر می کنید به موضوع نزدیک شده اید، باز هم چند قدم دیگر به سوی آن بردارید، و دوباره این کار را انجام دهید. قبل از آنکه دکمه شاتر را نیز بفشارید، چشم ها را به اطراف بچرخانید و ببینید چیز دیگری برای حذف کردن وجود ندارد و اگر شک کردید باز هم گامی دیگر به جلو بردارید.

منبع سایت شاترباگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۴ ، ۲۱:۳۹
رها کوشکی


سادگی و اختصار در عکاسی

  تلاش برای گرد آوردن اطلاعاتی زیاد در یک عکس، مانند پر کردن چمدان به حدی است که یافتن چیزی را در آن سخت می سازد. عکس خوب باید موضوع و یا ایده ای را به ساده ترین شکل خود ثبت کرده باشد. اگر عکاسی به عکس های مسافرت شما نگاه کند و بپرسد: از چه چیزی عکاسی کرده اید؟ زیاد مطلوب نیست. عکس باید خود گویا باشد.

  ترکیب بندی خود را به نحوی سامان دهید که عناصر و استخوان بندی آن آشکار باشد. در یک جمله کوتاه بگویید که از چه چیزی عکس گرفته اید: عکسی از خانه ای در غروب آفتاب. سپس به جز نماد اصلی بصری، هر چیزی را حذف کنید. در عکس تان، آیا به بچه هایی که در حال شن بازی در پیش زمینه عکس هستند نیاز دارید یا به تعمیرگاه قایقی در پس زمینه آن تا عکس کامل شود؟

  یک راه برای منفرد ساختن و جدا کردن موضوع، تجربه جستن زاویه دیدهای متفاوت ازز یک منظره است. گاهی عکاسی از یک نقطه مرتفع خوب، به حذف زواید و شلوغی پس زمینه کمک خواهد کرد.  در حالی که اگر پایین بیایید و از سطح زمین به طرف بالا عکاسی کنید، موفق می شوید موضوع را از زمینه جدا کنید. راه دیگر برای کم کردن شلوغی پس زمینه، استفاده از روشی است که به آن «وضوح انتخابی» می گویند، که همه چیز، غیر از موضوع اصلی، از حالت وضوح خارج می شود. البته اگر موضوع شما متحرک است، باید صبر کنید تا در جایی خلوت و مناسب قرار گیرد.

  «سیلوئت» یا سایه نما روشی دیگر برای مشخص کردن منظور عکاس است. در این روش باید موضوع را در مقابل زمینه ای روشن عکاسی کنید، مثلا عکس  ماهیگیری در مقابل نور غروب خورشید، که شکل آن به شناسایی موضوع عکس کمک می کند. 

منبع سایت شاترباگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۴ ، ۲۱:۳۰
رها کوشکی